آفتابا بار ديگر خانه را پرنور کن
دوستان را شاد گردان دشمنان را کور کن


از پس کوهی برآ و سنگ ها را لعل ساز
بار ديگر غوره ها را پخته و انگور کن


آفتابا بار ديگر باغ را سرسبز کن
دشت را و کشت را پرحله و پرجور کن


ای طبيب عاشقان و ای چراغ آسمان
عاشقان را دستگير و چاره رنجور کن


اين چنين روی چو مه در زير ابر انصاف نيست
ساعتی اين ابر را از پيش آن مه دور کن


گر جهان پرنور خواهی دست از رو بازگير
ور جهان تاريک خواهی روی را مستور کن

 


 

نوشته شده توسط فرجود شکوهی- dpt در 88/04/06 ساعت 9:57 موضوع | لينک ثابت