آشنائي با توانبخشي قلبي
بيماري عروق كرونر (رگهاي تغذيه كنندة ساختمان قلب) يكي از بيماريهاي شايع دركشورهاي پيشرفته و حتي كشورهاي در حال رشد است، به نحوي كه بسياري از افرادجامعه را در سنين جواني و ميانسالي، گرفتار ميكند و موجب معلوليت و از كار افتادگي و مرگ آنان ميشود. آمار مرگ ومير ناشي از عروق كرونر درايران نيز قابل توجه است. اين بيماري، رتبه نخست علت مرگ افراد بالاي 35 سال در كشور ما است و متأسفانه هر سال به سبب پيشرفتهاي فنآوري كه موجب، كاهش فعاليتهاي جسماني و افزايشتنشهاي روحي و رواني ميگردد، سن ابتلا به اين بيماريها كاهش يافته و ...
به طوري كه امروزه اينعارضه علاوه بر سالمندان بیش از پیش نزد افراد ميانسال و جوان ديده ميشود . يكي از تدابير جراحي در اين قبيل بيماران، عمل جراحي پيوند عروق كرونراست كه در بيست سال اخير به صورت شايعترين عمل جراحي بزرگ در كشورهاي صنعتيدرآمده است. در حال حاضر، در بيشتر بيمارستانهاي خصوصي و دانشگاهي تهران ونيز در برخي از بيمارستانهاي مراكز استانها ، اين عمل به ميزانقابل توجهي انجام ميشود. از عوارض حين عمل جراحي و پس از آن را ميتوان ناتواني، درد و در برخيموارد عدم توانائي و بازگشت به كار و فعاليت روزانه و يا لزوم تغيير شغل، نام برد كه هريك از آن موارد، قابل بحث و بررسي ميباشند. با تثبيت وضعيت بيمار در دورة پس از عمل جراحي، مراقبتها بر بازتواني و ترخيص بيمار متمركز خواهند بود.انجام برنامههاي توانبخشي قلبي، براي كليه بيماراني كه تحت عمل جراحي پيوندعروق كرونر قرار ميگيرند، سهم موثري در كاهش مرگ و مير و تشديد علائم خواهندداشت. آموزشها و توصيههاي بهداشتي و ورزشي، نگرش بيمار را نسبت به ماهيتبيماري خود و ضرورت تغيير شيوة زندگي تغييرخواهد داد.
تعریفی كه سازمان بهداشت جهاني از توانبخشي قلبي ميدهد ، بدين شرح است:
مجموعهاي ازفعاليتهائي كه به بيمار امكان ميدهد به بهترين شرايط جسمي، ذهني و اجتماعي برسد و بااستفاده از توانائيهاي خود، به جايگاه طبيعياش در جامعه و زندگي فعال خود بازگردد. بهعبارتي مجموعهاي از برنامههاي دراز مدتي كه شامل بررسيهاي پزشكي و باليني، بهرهمندي از ورزش، تغيير عوامل خطرآفرين، آموزش و نظارت بر اجراي درمان ميباشد. اين برنامهها به منظورمحدود ساختن اثرات فيزيولوژيك و رواني بيماريهاي قلبي و عروقي، كاهشريسك مرگ ناگهاني و سكتههاي مجدد، كنترل علائم قلبي و تثبيت يا معكوس نمودن روندتصلب شرايين (آترواسكلروز) و بهبود موقعيت روحي - اجتماعي و شغلي بيماران طراحي شده است.
يك برنامه جامع توانبخشي شامل دو قسمت ميباشد:
1ـ روانشناسي و آموزش2ـ ورزش درمانينكات موردنظر در مرحلة روانشناسي عبارت است از جلوگيري از بروز افسردگي،كاهش اضطراب بيماران، بررسي و كنترل مشكلات شخصيتي و رفتاري و در نهايتحذف مفاهيم غلط از ذهن بيماران كه در اثر بيماري عارض شده و آموزش اطلاعات درست ميباشد ، كه مرحلة آموزش شامل آموزش نحوة تغيير روش زندگي و آموزش تغذيه مناسب براي فرد است. ورزش درماني نيز بعنوان بخش اصلي يك برنامه جامع توانبخشي قلبي دارايتأثيرات وفوائد متعدد و بسيار مهمي در بيماران قلبي ميباشد از جمله: افزايش توانائي درفعاليتهاي روزمره، كاهش احتمال بروز سكتههاي قلبي مكرر، افزايش خونرساني به عضله قلب،كنترل عوامل خطرآفرين، كاهش بيماريهاي مزمن قلب و تصلب شرايين.
انجام ورزش مداوم و صرف انرژي تا 1600 كيلوكالري در هفته باعث توقفبيماريهاي عروق كرونر و تا 2200 كيلوكالري در هفته باعث معكوس شدن روندآترواسكلروزيس (تصلب شرايين) ميشود.
اهداف توانبخشي قلبي را در چهار زمينه درماني، روحي و رواني، اجتماعي و حفظ بهداشتعمومي ميتوان مورد توجه و برنامهريزي قرارداد. نكات موردنظر در اهداف درماني عبارتنداز: پيشگيري از مرگ ناگهاني، كاهش سكتههايمكرر و بيماريهاي مرتبط و كاهش لزوم بستري شدنهاي مكرر بيماران، بهبود علائمباليني بيمار مانند آنژين و يا تنگي نفس، كاهش و يا حتي معكوس شدن روند تصلبشرايين، برطرف شدن لنگش متناوب در راه رفتن و افزايش كارآيي بيمار در عملكردهاي عادي روزمره و نيز فعاليتهاي شغلي اهداف روحي رواني در برگيرنده برنامههاي همچون : حفظ و بهبود اعتماد به نفس بيمار، كاهش اضطراب و پيشگيري از افسردگي، افزايشقدرت سازش پذيري بيمار با زندگي پراسترس روزمره و توانائي كنترل استرس، كاهشاضطراب و پيشگيري از افسردگي در همسر و افراد خانواده بيمار وامكان حفظ روابطزناشوئي ميباشد.
در اهداف اجتماعي بازگشت به كار و حفظ استقلال در زندگي روزمره (خصوصاً برايافراد مسن و يا آنها كه اختلال شديد عملكرد بطن چپ را دارند) موردنظر ميباشند. اهداف مربوط به حفظ بهداشت عمومي نيز ميتواند، كاهش هزينههاي مستقيم درماني وپزشكي، ترخيص سريعتر از بيمارستان و شروع توانبخشي و همچنين مصرف كمتر داروو كاهش هزينههاي مربوطه را به همراه داشته باشد. نتيجه كلي از دنبال كردن اهداف فوق، رسيدن به يك زندگي با كيفيت مطلوب برايبيماران بوده و اين كيفيت به معني امكان انجام زندگي روزمره با حداقل محدوديت درتوانائي روحي و فيزيكي است.
كاربردهاي توانبخشي قلبي : تقريباً انجام توانبخشي قلبي براي تمامي بيماران قلبي قابل اجراست . در حاليكه اغلب بيماران قلبي را گروهافراد مسن، خانمها و بيماران قلبي پرخطر تشكيل ميدهند ، متاسفانه تحقيقات كمي درمورد تأثيرات توانبخشي قلبي روي اين بيماران انجام گرديده است. برخي از بيماريهاي قلبي كه بطور رايج در معرض توانبخشي قلبي قرار ميگيرندعبارتنداز: سكته قلبي، جراحي قلب باز و آنژيوپلاستي، آنژين صدري پايدار، نارسائيمزمن قلبي، افراد مسن، خانمها، پيوند قلب، تعويض دريچه و بيماران مبتلا به گرفتگي قلبي.
مراحل انجام توانبخشي قلبي:در گذشته براي توانبخشي قلبي، 3 دوره را تعريف مينمودند: مرحله اول در داخلبيمارستان و زمان بستري، مرحله دوم شش تا هشت هفته پس از ترخيص بيمار از بيمارستان و در داخل يكمركز مجهز به تجهيزات خاص و مرحله سوم بعداز اتمام اين دوره و جهت رساندن بيمار بهحداكثر ظرفيت عملكردي خويش.البته در اين نوع تقسيمبندي به اندازه كافي به مرحلة بين ترخيص تا شروع ورزش درمركز توجه نميشد، به همين منظور اخيراً براي يك دورة كامل توانبخشي قلبي، 4 مرحله درماني مد نظر قرار می گیرد .
مرحله اول: (inpatient phase) دستهاي از مداخلات توانبخشي، درماني و آموزشي كه بسته بهنوع مشكل قلبي بيمار از شروع زمان بستري آغاز و به مرور با تغيير موقعيت بيمار دربخشهاي مختلف و تا پايان بستري شدن تغيير و ادامه مييابند.به لحاظ حساسيت زياد بيماران قلبي، لازم است فيزيوتراپيست از ابتدا برفعاليتهاي مختلف بيمار مانند اجراي تمرينات، قدم زدن و بالا رفتن از پلهها نظارت دائمداشته باشد و بروز هرگونه علائم، نشانهها، عكسالعمل و محدوديتهاي بيمار را بررسيو ثبت نمايد. در مورد سطح فعاليتها و فشار وارده به قلب، بايد به بيمار توضيح داده و وي را با جداول مخصوص كه بيانگر سطح توانائي عملكرديبيمار مي باشند، آشنا نمود. همچنينراهنماي فعاليتهاي روزمره و فشارهاي مرتبط و نيز رژيم ورزش درماني مناسب براي منزل را در طي 6 هفته آينده تهيه و در اختيارش قرار دهد. همينطور با كمك مثال يانرمافزارهاي تخصصي، سعي در تفهيم اهميت فعاليتها و پياده روي مناسبدر روز شود. هدف كلي از اين آموزشها، حفظ سطح عملكردي بدست آمده و حتيالمقدورافزايش آن در مرحله پس از جراحي و استراحت بيمار در منزل است.
مرحله دوم، بلافاصله پس از ترخيص بيمار از بيمارستان آغاز ميشود و اين زماني است كه بيمار درمنزل استراحت ميكندو احساس تنهائي و اضطراب دارد و لازم است كه با كمك جزواتراهنما، نوار، مشاورههاي تلفني و يا حضوري، روند توانبخشي جامع را ادامه داد . لذا ضمن اينكه بيمار را براي مرحلة ورزش (مرحله 3) آماده ميكنيم، از بروز اضطرابو افسردگي نيز جلوگيري ميشود. بيماران سكته ناقص و جراحي قلب با انجام دستورات،ورزشها و ادامه فعاليتها در منزل خواهند توانست خود را به سطح مطلوب براي شركت درمرحله 3 برساند و از فوائد ورزش درماني در مرحلة بعد، حداكثر استفاده را ببرد.
مرحله سوم كه اختصاصاً مرحله ورزش ناميده شده است، بيمار با حضور دربيمارستان و يا مراكز مجهز توانبخشي قلبي، با وجود امكانات خاصي، مرحله ورزشدرماني را آغاز ميكند. لذا ضمن اينكه همچنان آموزش، مشاورههاي روانشناسي و كنترلعوامل خطر آفرين تحت نظارت پزشك متخصصادامه دارد، آموزش تخصصيدر جهت اصلاح تصورات ذهني غلط بيمار خصوصاً در مورد ناتوانيهاي حاصله ازبيماري قلبي، و دادن اطلاعات صحيح راجع به اين مرحله از توانبخشي قلبي به بيمار كمكقابل توجهي خواهد نمود. دراين مرحله از درمان در صورت رعايت اصول درمان و وجود امكانات لازم،امنيت سلامت بسيار بالاست و تقريباً هيچ خطري بيمار را تهديد نميكند و بيمار ميتواند با گذراندن اين مرحله به زندگي عادي قبل از بيماري برگردد.
تشويق در جهت ترك دخانيات، كنترل وزن بيمار و توانبخشي اجتماعي - كه كمك بهبازگشت به كار ميكند - بسيار مهم ميباشند. در حقيقت تمام موارد اين مرحله توسطمتخصص قلب، روانشناس باليني، فيزيولوژيست ورزش و يا فيزيوتراپيست ، برنامهريزيو اجرا خواهند شد. نحوة تنظيم اين برنامه و خصوصاً اولويت آنها نسبت بهورزش، بسته به تمهيدات و امكانات هر محل و كشور فرق ميكند. قسمت اصلي درمان،برنامه ورزش است و لزوم تعيين دقيق شدت ورزشها حساسترين قسمت درمان است.
معمولاً براي تجويز يك برنامة ورزشي مناسب براي بيماران قلبي بايستي ظرفيتاجراي تمرينات درحد مناسب بوده و هيچگونه علائم غيرطبيعي قلبي را در اين مرحلهنداشته باشند. ضمناً بايد ضربان قلب بيمار در حالت استراحت كمتر از 90 ضربه در دقيقهو فشار خون وي كمتر از 90/140 ميليمتر جيوه باشد. يك برنامه تمريني قلبي ريوي موثرشامل انجام ورزشهاي با تحرك، منظم و توام با تنفس (ايروبيك) در گروه عضلات بزرگ،با شدت پايين تا متوسط و با مدت زماني طولاني ميباشد. پايه اصلي ورزشها راورزشهاي هوازي تشكيل ميدهند و ليكن ورزشهاي مقاومتي و انعطافپذيري جديداً رواج پيدا كرده است. تمرينات ورزشي را بايد با توجه به نيازهاي هر فرد و محدوديتهايوي برنامهريزي كرد. در اصل تجويز اين ورزشها و تغيير آنها باتوجه به هر فرد، يك نوعمهارت تخصصي محسوب ميشود.مشخصات تمرينات هر بيمار در يك هر جلسه را بايد بسته به وضع او در آن روز وحين انجام ورزش مشخص نمود. ممكن است يك بيمار در روزخوب خود (از نظرروحي)بتواند به راحتي و بدون بروز علائم تمرينات را به پايان برساند و همين بيمار در روز بعد- كه روز خوبي را نداشته است - در شروع تمرينات به مشكل برخورد كند و درمانگرمجبور به قطع تمرين بشود. در انجام ورزشهاي ايروبيك ميتوان از تجهيزاتي مانندتردميل، دوچرخه ثابت، قايق، ارگومتري اندام فوقاني و تحتاني و... استفاده نمود. تحقيقاتاخير تقريباً روي انجام ورزشها توسط اين وسايل بوده است.يكي از اهداف ورزش در توانبخشي قلبي، رسيدن به يك ضربان قلب مناسب وايدهآل است كه در اين شكل از تمرين، قلب بايد به آستانه تطابق تمرين برسد. يعني در آنضربان، بيمار نبايستي هيچگونه مشكلي اعم از درد، نارسائي قلبي، تنگي نفس و ضرباننامنظم قلب در حين ورزش را داشته باشد.
اجزاء يك جلسه درماني عبارتند از مرحلة گرم كردن كه شامل حركات فعال ومنظم با فشار كم كه در گروه عضلات بزرگ و دامنه طبيعي حركت مفصل صورتميگيرد. مدت زمان لازم براي انجام اين مرحله 20-10 دقيقه ميباشد.
و مرحلة دوم كه پس از گرم كردن صورت ميپذيرد. قسمت اصلي ورزشها در اين مرحله، بصورتاستفاده از تردميل، دوچرخة ثابت، ارگومتري اندام فوقاني و تحتاني، قايق، پله نوردي وشنا ميباشد. اين تمرينات به دو صورت پيوسته و ناپيوسته قابل اجرا ميباشند. البته بايد گفتكه تمرينات ناپيوسته به جهت دارا بودن مرحلههاي فعاليت و استراحت بطور متناوب و همچنينوجود تنوع در نوع تمرينات داراي طرفداران بيشتري هستند.ايجاد تنوع در نوع تمرينات موجب شكلگيري برنامهاي جامع، جذاب و هدفمند ميگردد كه علاوه بر حضور مستمر اين بيماران در برنامه درمان، دستيابي هرچه سزيعتر به نتيجهدرمان را نيز ميسر مينمايد.مدت زمان تمرينات در اين مرحله حدود 20 الي 30 دقيقه ميباشد.
مرحلة آخر نيز مرحله سرد كردن نام دارد. در اين مرحله سطح فعاليت را بايد به آهستگي كمكرد تا جريان خون بدن درحدي باقي بماند كه سبب افزايش نياز عضله قلب به اكسيژننگردد. براي اين منظور بايد با ماساژ آهسته عضلات وانقباض متناوب آنها به بازگشتخون وريدي كمك كرد. اگر ورزش شديد را به طور ناگهاني قطع كنيم، تجمع خون در اندامتحتاني، كاهش بازگشت وريدي به قلب و افزايش جبراني ضربان قلب را خواهيم داشت كهبه زيان اكسيژن رساني عضله قلب تمام خواهد شد كه كاهش فشار خون، كاهش جريانخون به مغز، سبك شدن سر، سرگيجه و غش كردن از علائم باليني آن خواهد بود.
يك دورة 10 دقيقهاي با شدت كم، بهمراه چند حركت كششي در انتهاي ورزشتوصيه ميشود. ضمناً لازم است بيمار تا 30 دقيقه بعداز اتمام ورزش، همچنان تحت نظرباشد. به همينمنظور در بعضي مراكز پس از خاتمة ورزشها، دورة آرامش و شل كردنبدن (ريلاكسيون) و كلاسهاي آموزشي برنامهريزي ميشود. تمرينات شل كردن موجبكاهش ضربان قلب، فشار خون، استرس و همچنين كاهش بينظميهاي موجود در ضربان قلب ميگردد.مرحله 4 يا مرحله نهائي توانبخشي قلبي، در این بخش بيمار در يك دورة طولاني مدت تحت كنترلقرار ميگيرد تا اولاً دچار كاهش سطح فعاليت نشود و ثانياً همچنان روند ورزش درمانيادامه يابد.البته ديگر به نظارت مستقيم درمانگر احتياجي نيست و او ميتواند با عضو شدن درباشگاههاي ورزشي و يا گروههاي شخصي توانبخشي قلبي، به ورزش ادامه دهد.در اينمرحله بيماران به حداكثر ظرفيت عملكردي خود در منزل و جامعه خواهند رسيد. هدف ازادامه مراقبت و بررسي بيماران، حفظ و توسعه فعاليتهاي ورزشي و نتايج حاصل از آنهاو تغييرات ايجاد شده در زندگي به نفع پيشگيري از سكتههاي مكرر و بستري شدن دربيمارستان است.هرچند كه بعداز اتمام ورزش اغلب بيماران بخوبي بازتواني شدهاند و به زندگيعادي باز ميگردند ولي همچنان در بعضي از بيماران درجاتي از ناتواني ديده ميشود كه البته ممكن است در مرحله 4 بتوان همچنان درجات توانائي بيمار را بالاتر برد.اگرچه رسيدن و حفظ يك روش زندگي صحيح و مناسب، كار مشكلي ميباشد ولي اجراي يك برنامة توانبخشي قلبي مناسب، ميزان رخداد حوادث قلبي را كاهش ميدهد. يكي از اهداف مهم مرحله 4، تلاش در حفظ روشزندگي صحيح ايجاد شده در مرحلههاي قبلي است. همزمان با اين تغيير روش زندگي، پزشكدرمان داروئي بيمار را هم بطور مناسب تغيير (تقليل) خواهد داد.نتيجه نهايي اهداف درماني، تغيير يا تبديل وضعيت بيمار به حالت قبل از بيماري است.مسئوليت اصلي گروه مه+-م توانبخشي قلبي خصوصاً مرحله 4، رساندن بيمار به استقلالزندگي و درماني و عدم لزوم نظارت گروه درمان مي باشد، به شكلي كه تنها وبا انجام دستوراتداروئي و آموزشهاي داده شده توسط خود بيمار، امكان ادامه زندگي بدون خطر وجودداشته باشد.براي بيماراني كه مدت زيادي را در بيمارستان گذراندهاند امكان تغيير رويه درماناز مراقبتهاي مستقيم و پيشرفته توسط كادر درمان، به شكلي اززندگي و درمان مستقل،بيخطر و دغدغه بدور از هراس و بدون نياز به تحت نظر بودن وجود دارد كه بسيار مهم و نويد دهنده است و اين هنرتوانبخشي است.
نوشته شده توسط فرجود شکوهی- dpt در 87/02/22 ساعت 12:22 موضوع مطالب اختصاصی dpt | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من فرجود شکوهی فیزیوتراپیست دارای کلینیک فعال فیزیوتراپی با 8 سال سابقه كار حرفه اي و بسيار موفق در اين شغل و علاقه مند به این رشته هستم.
برای بالا بردن دانش فیزیوتراپی خود و همکاران این وبلاگ را راه اندازی کردم و شما روز به روز با آخرین اخبار رشته فیزیوتراپی آشنا می شوید.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
اصطلاحات فیزیوتراپی
خبر
اخبار همکلاسی ها
معرفی کتاب
پایان نامه های فیزیوتراپی
مطالب اختصاصی dpt
بازار خرید و فروش وسایل دست دوم فیزیوتراپی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY