امروز که محتاج توام جای تو خالیست
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
بر من نفسی نیست ، نفسی نیست
در خانه کسی نیست
نکن امروز را فردا
بیا با ما که فردایی نمی ماند
که از تقدیر و فال ما
در این دنیا کسی چیزی نمی داند
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
من در پی خویشم به تو بر می خورم اما
در تو شده ام گم به من دسترسی نیست
نکن امروز را فردا
دلم افتاده زیر پا
بیا ای نازنین ای یار
دلم را از زمین بردار
در این دنیای وانفسا
تویی تنها ، منم تنها
نکن امروز را فردا ، بیا با ما ، بیا تا ما
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست
در این دنیای نا هموار
که می بارد به سر آوار
به حال خود مرا نگذار
رهایم کن از این تکرار
آن کهنه درختم که تنم غرقه ی برف است
حیثیت این باغ منم
خار و خسی نیست
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ ساعت 23:51 توسط فیزیوتراپیست فرجود شکوهی
|
اينجانب فيزيوتراپيست فرجود شكوهي عضو اسبق شورای عالی نظام پزشکی و فارغ التحصیل رشته دکترای حرفه ای فیزیوتراپی DPT هستم و دوره کامل مانوال تراپی را با موفقیت در NAO در ایالت کالیفرنیای آمریکا گذرانده ام .همچنین با موفقیت دوره دکترای مدیریت کسب و کار DBA را طی نموده ام.