نزدیک به دو ماه از تصویب طرح دکترای حرفه ای فیزیوتراپی می گذرد.
 
طی این مدت،جامعه فیزیوتراپی ایران با حجم انبوهی از سوالات بی جواب مواجه بوده که هر یک می تواند ابهامات زیادی ایجاد کند و این ابهامات می تواند سبب تیره و تار شدن فضای فیزیوتراپی شده و زمینه را برای بدخواهان و مخالفین این رشته و این طرح مترقی،فراهم نماید تا در یک فضای غبارآلود، با چراغ خاموش و بعضا روشن! حرکت کرده و به اهداف خویش در جهت ...ایجاد موانع سخت بر سر راه فیزیوتراپی و دی پی تی دست یابند.

واقعیت اینست که تا همین الان هم نزدیک به دو ماه زمان طلایی از دست رفته است و اگر هم کارهای موثری در این مدت صورت گرفته،آیا نباید به خوبی اطلاع رسانی شود تا از نگرانیهای فیزیوتراپیستهای ایرانی کاسته گردد؟

هر روز سخنی تازه شنیده می شود، شایعه ای به گوش می رسد،حرفهای ضد و نقیض از تریبونها و افراد گوناگون به گوش می رسد و فیزیوتراپیستها هاج و واج و سردرگم و بی عمل مانده اند.درست بر عکس جریان مقابل که منسجم و هماهنگ و با برنامه در راستای مخالفت با اهداف دکترای حرفه ای فیزیوتراپی حرکت می کند!

در این دو ماه خبرهایی چون تصویب نهایی دی پی تی و انحصاری شدن حق تاسیس و مسئولیت مطبهای فیزیوتراپی برای فیزیوتراپیستها،خبرهای مسرت بخش و پر حلاوتی است که کام جامعه فیزیوتراپی ایران را شیرین نموده است.اما سرمستی و خوابیدن در باد این خبرهای خوش و غفلت از مخالفین دکترای حرفه ای فیزیوتراپی و برنامه هایشان،می تواند به بهایی گران برای این رشته تمام شود.

اکنون فیزیوتراپیستهای ایرانی ابهامات و نگرانیهای زیادی دارند که باید توسط مسئولین فیزیوتراپی ایران درک شود و برای رفع این دغدغه ها کوشش لازم صورت پذیرد.

سوالات بی شماری در اذهان جامعه فیزیوتراپی وجود دارد: دی پی تی چه زمانی اجرا می شود؟چگونه اجرا می شود؟ چه اولویت بندیهایی برای جذب در این مقطع وجود دارد؟ کدام دانشگاهها در این مقطع دانشجو می پذیرند؟آیا معیارهای جذب دانشجو در این مقطع عادلانه خواهد بود؟آیا آزمونی در کار خواهد بود؟در صورت وجود آزمون از چه دروسی و به چه نحوی؟


یا سوالاتی حساس تر از قبیل این که: آیا فیزیوتراپی ایران به یک قشر دکتر حرفه ای های محدود و یک بدنه تنس گذار و یو اس مال و هات پک بردار! تقسیم خواهند شد و ما شاهد شکل گیری طب فیزیکی های جدید این بار درون خود فیزیوتراپی خواهیم بود؟!
 
با این تفاوت که در مورد آنها می توانستیم بگوییم که از فیزیوتراپی چندان نمی دانند اما در مورد اینان دیگر چیزی نمی توان گفت که می گویند ما اصل فیزیوتراپی و عصاره آن هستیم!!
 
 آیا دانشجویان به حق خویش در مورد دی پی تی می رسند؟آیا قرار است جذب در مقطع دکترای حرفه ای محدود به قشری خاص باشد؟آیا اولویت با پی اچ دی ها و ارشد هاست و در اینصورت آیا تضمینی وجود دارد که به بدنه کارشناسان هم این طرح تعمیم داده شود یا در همان سطح متوقف خواهد ماند؟

و بسیاری پرسشهای دیگر که عدم پاسخگویی مناسب و به موقع به این سوالات می تواند سبب چند دستگی و افتراق در میان فیزیوتراپیستهای کشور شده و عزم عمومی و اتحاد و یکدلی شان را جهت نیل به اهداف متعالی این رشته،خدشه دار سازد.

به نظرم در شرایط کنونی واجب ترین کار اطلاع رسانی و شفاف سازی فضا توسط انجمن فیزیوتراپی ایران است.حتی پیش از برنامه ریزی برای اجرای دی پی تی و تلاش برای رفع موانع سر راه آن،نخستین اولویت باید اطلاع رسانی به جامعه فیزیوتراپی ایران باشد.
 
شفاف سازی فضای پر ابهام کنونی،خود نیمی از مسیر رفتن به سوی اهداف متعالی دکترای حرفه ای فیزیوتراپی را هموار خواهد کرد و آن نیمه دیگر هم با مشارکت و همدلی کلیت جامعه فیزیوتراپی ایران،به شکل راحت تری طی شدنی خواهد بود.
جامعه فیزیوتراپی،امروز تشنه اطلاعات حقیقی در باره دی پی تی و همه چالشها و موانع سر راه آن و فرصتها و امکانات آن است.فیزیوتراپیستهای ایرانی آنقدر توانمند هستند که انجمن فیزیوتراپی بتواند برای رسیدن به اهداف این رشته،به آنان تکیه کند.در این میان فقط و فقط اعتماد به جامعه فیزیوتراپی و روشن ساختن فضا و اطلاع رسانی به موقع توسط انجمن، می تواند مثمر ثمر باشد.