همه چیز در باره چاقی؟
آمارهاي سال 2006 ميلادي نشان ميدهند چيزي حدود دو سوم مردان و زنان در 63 كشور از 5 قاره جهان اضافه وزن داشته يا مبتلا به چاقي مفرط هستند.[مفاهیم: چاقی چیست؟]
چاقى به بيمارى گفته مىشود كه در آن مقدار زيادى چربى در بدن ذخيره شده باشد.
زمانى كه مقدار کالری دريافت شده بيشتر از کالری مصرف شده باشد، چاقى نتيجه مىشود. عوامل موثر در ايجاد چاقى شامل عوامل ارثى، پرخورى، تغيير سوخت وساز بافت چربى، كاهش توليد گرما (يعنى فرآيندى كه در آن چربى توليد انرژى مى كند)، كاهش فعاليت جسمى بدون كاهش مقدار غذاى دريافتى و برخى از داروهاست.
افزايش چربى شكم، به طور مستقل با خطر ابتلا به بيمارى قلبى را ارتباط دارد.
علل چاقى
ذخيره اصلى انرژى بدن، چربى است. اگر انرژى دريافتى بيش از انرژى اى باشد كه به مصرف مىرسد، افزايش بافت چربى، گريزناپذير خواهد بود. بنابراين بر وزن بدن افزوده مىشود.
از آنجايى كه مصرف انرژى با وزن بدن متناسب است، افزايش وزن، افزايش مصرف انرژى را به همراه دارد. بنابراين با افزايش انرژى دريافتى، ميزان مصرف انرژى هم بالا مى رود و در نتيجه وزن بدن ثابت مىماند.
ميزان فعاليت جسمى: برخى بيماران از افزايش پيشرونده وزن شكايت مىكنند، حال آنكه مقدار غذاى دريافتى آنها افزايش نيافته است. بايد گفت كه چنین وضعیتی كاملاً امكانپذير است. درست است كه مقدار انرژى دريافت شده افزايشى نداشته است، اما در مقابل، مقدار انرژى مصرف شده به دليل كاهش فعاليت جسمى كاهش يافته است. از اين رو افزايش وزن حاصل میشود.
افزايش سن: كاهش پيشرونده توده عضلانى بدن كه با افزايش سن روى مىدهد، امرى اجتناب ناپذير است. در عين حال به دليل كاهش توانايى بدن در سوزاندن چربى ها، وزن افزايش مى يابد.
در اين حالت اگر مقدار کالری دريافتى به ميزان قبلى باقى بماند، به ناچار افزايش وزن خواهيم داشت كه بيشتر از چربى تشكيل شده است. بنابراين تولید انرژى كاهش مىيابد و براى جبران انرژى از دست رفته نياز به دريافت مقدار بيشترى ماده غذایی خواهد بود. پس توده عضلانى به شكل پيشرونده اى كاهش يافته و توده چربى افزايش مىيابد.
تركيب بندى بدن: در افرادى كه وزن بدن آنها مساوى است، میزان کالری مصرفی غذایی متفاوت است و افرادی که به میزان مساوى کالری مصرف می کنند، ممکن است وزن هاى متفاوتى داشته باشند. يك فرد بسيار سنگين وزن مى تواند کالری غذایی بسیار كمترى نسبت به فرد بسيار سبك تر مصرف کند و برعكس.
عوامل ژنتيك: برخى از خانواده ها مستعد ابتلا به چاقى هستند. اين امر دخالت عوامل ژنتيك را در ايجاد چاقى نشان مىدهد.
سازوكارى كه از طريق آن عوامل ژنتيك بر افزايش وزن اثر مىگذارند، شامل موارد زير است: كاهش انرژی توليد شده از غذا، كاهش سرعت سوخت وساز بدن، كاهش كاركرد تيروئيد، كاهش فعاليت آنزيم ليپوپروتئين ليپاز، دماى پايين تر بدن و كاهش مقدار چربى قهوهاى بدن كه از نظر سوخت وساز فعال است.
همچنين ممكن است رژيم غذايى متداول در ميان يك خانواده و شيوه زندگى آنها در ايجاد چاقى نقش داشته باشد.
جدا كردن اين عوامل از عوامل ژنتيك غالباً دشوار است. با اين همه، علم، نقش ژنها را در ايجاد چاقى نشان داده است.
عوامل اجتماعى - اقتصادى: در جوامع مرفه، چاقى در طبقاتى كه از نظر اجتماعى و اقتصادى پايينتر هستند، شايع تر است. در كشورهاى در حال توسعه، چاقى در ميان مرفهين ديده مىشود. جامعه فشار خود را براى لاغرى بيش از حد (مانند مانكن ها) و يا چاقى بيش از حد به نشانه رفاه بر افراد تحميل مىند.
روش زندگى: منظور از روش زندگى، رفتارهايى است كه نوع غذا را تعيين مى كنند. تمايل به خوردن غذاهاى بسيار چرب و خوراك حاضرى بيش از غذاى تازه منجر به چاقى مى شود.اگر چه نمى توان ساختار ژنتيك را عوض كرد ولى مى توان عادات غذايى را تغيير داد.
عادات روانى: اين عوامل هم بر عادت غذايى تاثير مى گذارند. بسيارى از مردم در پاسخ به عواطف منفى مانند ملال، اندوه يا خشم، شروع به خوردن مى كنند. بيشتر افرادى كه اضافه وزن دارند، از نظر روانشناختى بيشتر از افراد ميان وزن دچار مشكل نيستند.
با اين وجود، بيش از ده درصد افرادى كه اندكى چاق هستند و سعى در كاهش وزن داشته به روش هاى بازارى براى كاهش وزن متوسل مى شوند و يا خودشان اقدام به اين كار مى كنند، به عادت پرخورى مبتلا هستند.
اين اختلال در ميان افراد به شدت چاق رايج تر است. در هر وعده پرخورى، فرد مقدار زيادى غذا مى خورد و احساس مى كند كه نمى تواند خوردن خود را كنترل كند.
احتمالاً افرادى كه به شديدترين وجهى به پرخورى مبتلا هستند نيز علائم افسردگى و اعتمادبه نفس پايين را نشان مى دهند، اين افراد ممكن است در كم كردن وزن خويش و پايين نگاه داشتن آن، نسبت به افرادى كه به مشكل پرخورى عصبى مبتلا نيستند، با دشوارى هاى بيشترى روبه رو باشند.
hگر شما فكر مىكنيد كه به پرخورى عصبى مبتلا هستيد، از يك روانپزشك، روانشناس، يا مددكار اجتماعى كمك بخواهيد.
عوامل هورمونى: تاثير عوامل هورمونى بر روى مقدار چربى بدن چه در موقعيتهاى طبيعى و در موارد غيرطبيعى بيمارى ها ديده مىشود. در حالت طبيعى، مقدار چربى در بدن زنان بالغ در حدود دو برابر مردان جوان است و در باردارى با افزايش چربى بدن رخ مىدهد.
چاقى در زنان در زمان بلوغ، باردارى يا يائسگى شروع مى شود. چاقى در بسيارى از موارد و نه هميشه در بيمارى هايى مانند كم كارى تيروئيد، كم كارى غدد جنسى، كم كارى هيپوفيز و نشانگان كوشينگ ديده مىود.
ساير علل چاقى
برخى بيمارىها مى توانند به چاقى يا تمايل به افزايش وزن منجر شوند. اين بيمارى ها شامل افسردگى و مشكلات خاص عصبى هستند كه مى توانند با پرخورى همراه باشند.
همچنين داروهايى مثل استروئيدها، قرص هاى خوراكى ضدباردارى، فنوتيازين ها، انسولين و برخى از داروهاى ضدافسردگى مى توانند با تحريك اشتها، افزايش وزن را سبب شوند.
پزشك مىواند تعيين كند كه عوامل و بيمارىاى زمينهى عامل افزايش وزن و يا اشكال در كاهش وزن هستند يا خير.
علائم بالينى
در بيشتر موارد، تشخيص با توجه به ظاهر، انجام مى شود اما معیار چاقی که قابل محاسبه است "ضريب توده بدنى" (BMI) نام دارد.
علاوه بر این میتوان برای ارزیابی چاقی كلفتى چين پوستى روى عضله سه سر بازويى با استفاده از كوليس هاى فنرى مخصوص، اندازه گيرى مى شود. اندازه بالاى ۲۸ ميلى متر در زنان، نشان دهنده چاقى است.
عوارض مكانيكى مربوط به چاقى: صافى كف پا،آرتروز زانوها، مفصل ران و مهره كمرى، فتق هاى شكمى، فتق هاى ديافراگمی، واريس وريدى، تنگى نفس در زمان فعاليت، عفونتهاى تنفسى، سوانح و پيشامدها.
بیمارى هاى مربوط به سوخت و ساز: ديابت غيروابسته به انسولين یا دیابت نوع 2 ، هيپرليپيدمى (بالا بودن چربى خون)، سنگ كيسه صفرا، هيپريوريسمى (بالا بودن اسيد اوريك خون) و نقرس در ميان افراد چاق بيش از افراد عادى ديده مىوند.
بيمارى هاى قلبى - عروقى: چاقى، با افزايش فشار بر روى قلب، سبب افزايش اندازه آن مى شود. همچنين بازده قلب، حجم ضربهاى و حجم خون افزايش مىيابد. چاقى غالباً با فشار خون بالا همراه است.
متوسط طول عمر: افزايش وزن در تمامى سنين با افزايش ميزان مرگ و مير همراه است. اما ميزان مرگ ومير متناسب با شدت چاقى بالا و پايين مىود.
چندين بيمارى جدى و مهم با چاقى ارتباط دارند مانند ديابت بزرگسالان يا نوع دو، بيمارى قلبى، فشار خون بالا و سكته مغزى.
همچنين ميزان بروز انواع خاصى از سرطان ها با چاقى رابطه مستقيم دارد. احتمال اينكه زنان چاق در اثر ابتلا به سرطان كيسه صفرا، پستان، رحم، گردن رحم، يا تخمدان ها بميرند، بيش از زنانى است كه چاق نيستند.
بيمارىها و مشكلات ناشى از چاقى: بيمارى كيسه صفرا و سنگ صفرا، بيمارى كبدى، آرتروز، بيمارى اى كه در آن مفاصل تخريب مى شوند. اين امر احتمالاً به دليل وزن زياد تحميل شده به مفاصل است. نقرس، بيمارى ديگرى كه مفاصل را درگير مىند.
مشكلات ريوى (تنفسى): شامل وقفه تنفسى به هنگام خواب كه در آن تنفس فردى كه خوابيده است براى زمانى كوتاه متوقف مى شود.مشكلات توليد مثلى در زنان، شامل بى نظمى قاعدگى و ناباورى. ارائه دهندگان خدمات بهداشتى و درمانى متفق القول هستند كه هر چه فرد چاق تر باشد، بيشتر احتمال دارد كه سلامتى وى به مخاطره افتد.
اثرات روانشناختى و اجتماعى
رنج و ناكامى عاطفى مى تواند دردناك ترين بخش مشكلاتى باشد كه يك فرد چاق با آنها روبه رو است. امروزه ظاهر و فيزيك خود اهميت زيادى دارد و جذابيت به ويژه در ميان خانم ها با داشتن اندامى باريك و متناسب معادل است.
در چنين شرايطى فرد چاق احساس مى كند كه فاقد جذابيت و مقبوليت است. بسيارى از مردم فكر مى كنند كه فرد چاق، پرخور، تنبل و يا هر دوى اينهاست ولواينكه واقعيت غير از اين باشد. در نتيجه زنان چاق در محيط كار، مدرسه و اجتماع با پيشداورى و تبعيض روبه رو هستند. احساس طردشدگى، شرم يا افسردگى در ميان آنها رايج است.
راهبرد درمانى
موفقترين راهبرد در زمينه كاهش وزن شامل كاهش كالرى دريافتى، افزايش فعاليت جسمى، افزايش مصرف فيبرهاى غذايى، انتخاب غذاهاى خوشمزه، كاهش مصرف چربى و رفتاردرمانى جهت بهبود و اصلاح عادات غذايى و فعاليت هاى جسمى است.
یك فعاليت جسمى متعادل را انتخاب كنيد و آن را تا ۳۰ دقيقه يا بيشتر در اغلب و ترجيحاً تمامى روزهاى هفته انجام دهيد. يك ورزش سبك مانند قدم زدن، شنا يا دوچرخه سوارى را انتخاب كنيد و از ورزش هاى سنگين مانند ورزش هاى اروبيك بپرهيزيد.
به علاوه، ورزش كردن را با شدت كم آغاز كنيد تا عضلات شما به حركت عادت كنند. به تدريج و به طور منظم به زمان هر جلسه را به مدت ۵ الى ۱۰ دقيقه افزايش دهيد. بيش از آنكه در فكر سوزاندن چربى بيشترى باشيد، سعى كنيد ورزش كردن را براى مدت طولانى ترى ادامه دهيد.
نگذاريد ترازو شما را گمراه كند. از آنجايى كه وزن عضله بيش از چربى است ممكن است بدون از دست دادن چربى زيادى، متناسب تر و لاغرتر شويد.
كاهش چربى غذا بدون كاهش كالرى، منجر به كاهش وزن نمى شود. كاهش چربى غذا مى تواند به كاهش كالرى منجر شود و اين براى قلب سودمند است.
غذاهاى حاوى مقادير زيادى چربى و شكر مانند كيك ها، كرم، چيپس، مايونز و كره نبايد كاملاً حذف شوند اما نبايد هر روز و به طور مداوم مصرف شوند. به جاى آن هر چه بيشتر از سبزيجات، ميوه ها، غلات كامل و حبوبات كه مغذى بوده اما چاق كننده نيستند، استفاده كنيد.
آموزش مقاومت: نشان داده شده است كه در زنان كم تحرك و پا به سن گذاشته، "توده عارى از چربى"(FFM) سرعت سوخت وساز در حال استراحت (RRM) را به نحو چشمگيرى افزايش مىهد. بنابراين يك برنامه آموزش قدرت كه براى هر شخص به طور جداگانه طراحى شده است، بخش ضرورى يك برنامه كاهش وزن را تشكيل مىهد.
هدف اوليه درمان بايد كاهش ده درصدى وزن نسبت به وزن پايه باشد. اين ميزان، تاثير عوامل خطرزاى مرتبط با چاقى را كاهش مى دهد. در صورت موفقيت و اگر مجاز باشد، مى توان باز هم در جهت كاهش وزن تلاش كرد.
محدوده زمانى قابل قبول براى كاهش ده درصدى وزن بدن، شش ماه است كه در اين مدت وزن با سرعت نيم تا يك كيلوگرم در هفته كاهش مى يابد.
حفظ وزن به دست آمده بايد پس از اقدام به يك درمان شش ماهه جهت كاهش وزن، در اولويت باشد.
پزشكان بايد قبل از اقدام به درمان دارويى، با اصلاح شيوه زندگى بيمارانشان به مدت شش ماه، سعى در كاستن وزن ايشان كنند.
دارمان دارويي:
داروهاى كاهنده وزن كه مصرف طولانى مدت آنها بوسیله مراجع دارویی رسمی تاييد شده است، مى توانند به عنوان بخشى از يك برنامه جامع كاهش وزن شامل درمان غذايى و فعاليت جسمى در مورد بيمارانى كه به دقت انتخاب شده باشند، به کار روند.
این بیماران شامل افراد با BMI بالاى ۳۰ باشد و بدون عامل خطرآفرین دیگری برای بیماریهای قلبی-عروقی د یا افرادی با BMI آنها بالاى ۲۷ و داراى دو عامل خطرآفرین يا بيشتر برای بیماری قلبی-عروقی میشوند که با روشهاى غيردارويى رايج نتوان وزن آنها را كاهش داد يا در سطح مطلوب نگاه داشت.
درمان دارويى را همچنين مى توان در طول دوره نگهدارنده درمان، مد نظر قرار داد. .
جراحى به منظور كاهش وزن
جراحی گزينه درمانی براى بيمارانى محسوب مىشود كه به دقت انتخاب شده و مبتلا به چاقى شديد از نظر بالينى باشند. يعنى BMI آنها بالاى ۴۰ باشد يا داراى BMI بالاى ۳۰ و بيمارىهاى همراه بوده و مداخلات درمانی دیگر در آنها با شكست مواجه شده باشند و بيمار در معرض خطر بالاى ابتلا به بيمارىهاى همراه با چاقى باشند. نظارت پزشكى مادام العمر پس از جراحى، يك ضرورت است.
طبق هشدار محققان، اگر با چاقي –پديدهاي كه خطر آن با خطر گرمايش زمين مقايسه ميشود- مبارزه نشود، اين عارضه كه براساس اطلاعات سازمان بهداشت جهاني، علت اصلي بيش از ۴۰ درصد موارد مرگ و مير در سال است، به معضل شماره يك جهان تبديل ميشود. در ايران نيز چالشهاي ناشي تغذيه طي 20 سال گذشته تغيير كرده است.[مفاهيم: معیار چاقی چیست؟]
كارشناسان ميگويند، 20 سال پيش سوء تغذيه شديد چالش اصلي سلامت مردم ايران بود اما اين مشكل اكنون به شدت كاهش يافته و بهزودي مشكل اصلي تغذيهاي ايران نيز بحث چاقي خواهد بود.
دكتر فريدون عزيزي، متخصص داخلي و فوق تخصص غدد درونريز و متابوليسم، استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي و رئيس انجمن پيشگيري و درمان چاقي ايران در اين گفتوگو كه به بهانه برگزاري كنگره چاقي در هفته اول اسفندماه انجام شد، درباره باورهاي غلط مردم در مورد اين بيماري و روشهاي صحيح پيشگيري و درمان چاقي توضيح ميدهد.
او معتقد است: چاقي تقريبا مثل اعتياد است به اين معني كه اعتياد را شايد بتوان متوقف كرد ولي بعد از مدتي اين بيماري دوباره برميگردد. چاقي هم همينطور است.
آقاي دكتر، هنوز خيلي از ما درست نميدانيم كه اصلا تعريف چاقي چيست. شما به چه كسي چاق ميگوييد؟
ببينيد ما چاقي را يك اختلال متابوليسم چربي در بدن ميدانيم، يعني تجمع چربي در بدن بيش از مقداري كه لازم است.
علاوه بر اين طبق استانداردهاي بينالمللي براي هر كسي بر اساس قد و سنش يك وزن متعادل در نظر گرفته شده كه وقتي وزن از اين حد افزايش يابد، در اكثر موارد علتش اضافه وزن يا چاقي است بهجز موارد خيلي محدودي كه ممكن است اضافه وزن به اين علت باشد كه فرد ورزشكار بوده و توده عضلانياش افزايش پيدا كرده باشد.
متأسفانه در كنار افرادي كه بيش از حد از اضافه وزني كه شايد اصلا نداشته باشند نگران هستند و دچار بياشتهايي عصبي هم ميشوند! بعضي از مردم فكر ميكنند كه چاقي يا اضافه وزن قدرت بيشتري براي فرد ايجاد كرده و او را در برابر بيماريها مقاوم ميكند.
البته عدهاي هم علت چاقي را فقط مربوط به ژنتيك ميدانند در حاليكه يك زمينه ژنتيك براي اين بيماري قطعا وجود دارد ولي اين زمينه ژنتيك فقط 35 درصد ماجرا را شايد تشكيل دهد.
خب، 65 درصد باقيمانده شامل چه عواملي هستند؟
عوامل محيطي. ديگر براي همه ما تقريبا واضح است كه با در دسترس قرار گرفتن مواد غذايي و تنوع آنها و همچنين بالا رفتن مصرف غذاهاي آماده و... در كنار كمي فعاليت بدني نبايد انتظاري غير از شيوع چاقي داشته باشيم.
در واقع افزايش انرژي دريافتي و عادات غلط غذايي در اكثر خانوادهها به همراه عدم تحرك از عواملي هستند كه حتي بر عوامل ژنتيك غالب شدهاند.
اضافه وزن یا چاقی را با محاسبه "شاخص توده بدنی" (BMI) تعیین میکنند
براي محاسبه BMI وزن را بر حسب كيلوگرم برمجذور قد بر حسب متر تقسيم ميكنند
BMI اغلب براي پيشبيني خطر بيماريهاي مرتبط با چاقي مانند ديابت، فشار خون بالا ،بيماري قلبي و ساير بيماريها به كار ميرود.
شاخص توده بدني 18.5 تا 24.9 نشانه وزن طبيعي، 25 تا 29.9 بيانگر اضافه وزن و 30 تا 34.9 علامت چاقي است. BMI بالاتر از 35 چاقي مرضي را نشان ميدهد.
براي محاسبه BMI خودتان به اين طريق عمل كنيد:
عدد وزنتان بر حسب كيلوگرم را بر مجذور عدد قدتان بر حسب متر تقسيم كنيد. عدد به دست آمده براي خودتان را با مقدار BMI طبيعي مقايسه كنيد.
شاخصهاي زيادي براي سنجش چاقي در نظر گرفته شده مثل همين شاخص نمايه توده بدني يا BMI. سؤال اين است كه آيا اين شاخص، هنوز بهترين شاخص براي سنجش همه افراد چاق است؟
شاخصهاي زيادي براي چاقي در نظر گرفته شده است. امروزه كمتر روي وزن به تنهايي صحبت ميكنيم چون وزن در افراد مختلف براساس قدشان متفاوت است بنابراين در سطح بينالمللي شاخصي را تعريف كرديم بهعنوان BMI كه عبارت است از وزن به كيلوگرم تقسيم بر مجذور قد به متر.
البته براي افرادي كه از نژاد سفيد قفقازي هستند مثل اروپاييها آمريكاييها و ما اين شاخص بيشتر پذيرفته شده است ولي براي نژاد زرد بايد تغييراتي در نحوه محاسبه آن داد.
منظورتان از اين تغييرات چيست؟
ببينيد براي نژادهاي نامبرده شده كه نمايه توده بدني بيشتر براي آنها پذيرفته شده، BMI بين 5/18 تا 25 نمايه توده بدني سالم است، نمايه پايينتر از 5/18 شامل فردي است كه دچار كم وزني است و نمايه بيشتر از 25 فرد دچار اضافه وزن را نشان ميدهد. اما اين عدد براي نژاد زرد بايد از عدد 23 به بالا شروع شود.
خب، افراد داراي چاقي مرضي در چه گروهي قرار دارند؟
الان اكثريت مردم در هزاره سوم بيشتر در معرض اضافه وزن هستند ولي ما افرادي كه BMIيشان بالاي 25 است را به 2 گروه تقسيم ميكنيم.
يك گروه كساني كه BMIيشان بين 25 تا 9/29 است كه دچار اضافه وزن هستند و گروه ديگر داراي نمايه بالاي 30 هستند كه به اين گروه چاق ميگوييم.
البته چاقها خود به 3 گروه تقسيم ميشوند؛ كساني كه چاقيشان درجه يك است يعني داراي نمايه بين 30 تا 9/34، گروه دوم كساني كه چاقي درجه دو و نمايه بين 35 و 9/39 دارند و سوم افراد داراي چاقي مفرط يعني كساني كه BMI مساوي 40 يا بالاي آن دارند.
علاوه بر شاخص نمايه توده بدن شاخصهاي ديگر مثل اندازه دور كمر به دور باسن يا شاخص دور مچ و... چقدر در سنجش چاقي قابل استناد هستند؟
خب، البته علاوه بر BMI كه وضعيت چاقي عمومي بدن را مشخص ميكند، بعضي از شاخصها را هم داريم كه به آنها شاخصهاي چاقي شكمي گفته ميشود. چون چاقي شكمي ارتباط بيشتري را با بيماريهاي قلبي عروقي و عوارض چاقي دارد.
يعني چاقي كه به صورت احشايي در داخل شكم وجود دارد فرد را در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به سكتههاي قلبي و مغزي قرار ميدهد.
اين نوع چاقي را چطور ميتوان سنجيد؟
اين نوع چاقي را از دو جهت ميتوان سنجيد يكي بهوسيله شاخص اندازهگيري دور كمر كه معمولا در مردها از 102 سانتيمتر به بالا و در زنها از 88 به بالا غير طبيعي محسوب ميشود.
روش دوم هم به اين صورت است كه نسبت دور كمر به دور باسن را اندازه ميگيريم ولي امروزه براي سهولت كار از همان شاخص دور كمر استفاده ميكنيم.
شاخص دور مچ چطور؟ اصلا كاربردي دارد؟
- ببينيد، اصل براي ما همان شاخص دور كمر و شاخص نمايه توده بدني به عنوان شاخصهاي عمومي هستند.شاخص دور مچ يا شاخصهاي ديگر هم براي ما خيلي معمول نيست و بيشتر در كودكان از آنها استفاده ميشود.
البته بايد تأكيد كنم كه سومين شاخص مهم براي ما شاخص سنجش عوارضي است كه چاقي ميتواند به همراه داشته باشد چون علاوه بر ابتلا به بيماريهاي قلبي در افراد داراي چاقي مفرط بايد منتظر بيماريهايي از قبيل پرفشاري خون ديابت نوع 2، سكته مغزي، بيماري كيسه صفرا، آرتروز، آپنه خواب، بيماريهاي تنفسي، سرطانهاي رحم، سينه، پروستات و سرطان روده بزرگ هم باشيم.
آقاي دكتر، الان در ذهن خيليها جا افتاده كه در كشورهاي پيشرفته چاقي و اضافه وزن بيشتر است. درحالي كه كارشناسان در كشور ما هم مدام در حال هشدار در مورد افزايش اين بيماري در همه گروههاي سني هستند. بهنظر شما در اين شرايط باز هم ميتوانيم بگوييم هنوز كشورهاي پيشرفته بيشترين آمار مبتلايان به چاقي را دارند؟
- اين هم يك تصور غلط است. الان كشورهاي در حال پيشرفت خيلي عقبتر از كشورهاي پيشرفته نيستند. امروزه چاقي مفرط در كشورهاي پيشرفته زياد است ولي اضافه وزن در كشورهاي در حال توسعه يا مساوي كشورهاي پيشرفته است و يا از آنها بيشتر است؛ يعني ميتوان گفت مجموعه اضافه وزن و چاقي در كشورهاي در حال توسعه و پيشرفته يكسان است منتها در كشورهاي در حال توسعه اضافه وزن بيشتر است و در كشورهاي پيشرفته چاقي مفرط.
كشور ما چطور؟
- متأسفانه هرچه كه جلوتر ميرويم، چاقي در كشور ما هم در حال افزايش است چون در كشورهاي پيشرفته مسئله استفاده زياد از كالري و كمتحركي از 50سال قبل شروع شد و در كشور ما از 20 سال پيش.
بنابراين اگر سبك زندگي غلط همين طور پيش برود، 30 سال ديگر ما هم از نظر آمار مبتلايان به چاقي در رده كشورهاي پيشرفته يا حتي بالاتر از آنها خواهيم بود.
شما به چاقي ژنتيك اشاره كرديد كه 35 درصد علت چاقي را تشكيل ميدهد. اگر فرض كنيم كه با اصلاح شيوه زندگي بتوانيم درصد چاقي را كاهش دهيم، تكليفمان با كساني كه در اثر عوامل ژنتيك به اين بيماري مبتلا شدهاند چيست؟
- البته تغيير و اصلاح شيوه زندگي در همه جاي دنيا مشكلي است كه وجود دارد و اصلا ساده نيست.
در نظر بگيريد مثلا مسواك زدن را فقط صبح انجام ميدهيد و حالا بخواهيد شب هم اين كار را انجام دهيد.
خوب مسلما كار سادهاي نيست و كمترين تغيير در شيوه زندگي مسائل عصبي و رواني زيادي را به همراه دارد كه گاهي فرد آن را رها ميكند.
براي همين است كه ما از افراد داراي چاقي مفرط توقع نداريم كه وزن طبيعي خود را برگردانند بلكه به آنها توصيه ميكنيم در يك دوره زماني سعي كنند وزن خود را در يك اندازه مشخص كاهش دهند.
كساني كه مسئله ژنتيك دارند هم خود به 2 دسته تقسيم ميشوند؛ گروه اول كساني هستند كه يك بيماري نادر دارند و از ابتداي زندگي تعداد سلولهاي چاقي در آنها زياد است كه بايد براي آنها سراغ درمانهاي تهاجمي برويم مثل عمل جراحي. اما اكثر افراد اينطور نيستند، يعني زمينه ژنتيك چاقي دارند ولي با رعايت كردن يك سري از عوامل محيطي و تغيير در سبك زندگي ميتوانند چاقي خود را كنترل كنند.
گفتيد افراد داراي چاقي مفرط به وزن ايدهآل برنميگردند. اين يعني به هيچوجه نميتوان وزن نرمالي را براي اين افراد متصور شد؟
- ببينيد، برگشتن به وزن نرمال برحسب اينكه فرد اضافه وزن داشته باشد يا چاقي درجه يك، دو و سه داشته باشد، متفاوت است. براي كساني كه چاقي مفرط دارند، برگشت به وزن نرمال نزديك صفر است، براي چاقي درجه يك و دو، يك تا 2 درصد اميد به برگشت وجود دارد و براي مبتلايان به اضافه وزن 5 تا 20 درصد اين احتمال وجود دارد.
فرض كنيم اين افراد به وزن طبيعي خود برگشتند، چقدر احتمال دارد كه در همين وزن باقي بمانند؟
- مشكل ما هم همينجاست. ببينيد مسئله اين نيست كه افراد بتوانند به وزن طبيعي برگردند بلكه مسئله مهمتر اين است كه بتوانند وزن خود را نگه دارند.
چون چاقي تقريبا مثل اعتياد است به اين معني كه اعتياد را شايد بتوان متوقف كرد ولي بعد از مدتي اين بيماري دوباره برميگردد. چاقي هم همينطور است.
الان خيليها با استفاده از روشهاي مختلف كاهش وزن از قبيل لاغري موضعي، ماهانه مقداري از وزن خود را از دست ميدهند. شما ميگوييد اين كاهش وزن هم برگشتپذير است؟
- صددرصد. اصولا اين روند در كشورهاي غربي زياد است كه افراد با روشهاي مختلف ابداع شده مثل استفاده از انواع گوشوارههاي لاغري، كمربندهاي لاغري و انواع دستگاههاي ماساژ كه از نظر ما پايه علمي هم ندارند، سعي در كاهش وزن ميكنند اما بعد از استفاده از اين روشها وزن 5 تا 6 ماه بعد برميگردد و يا حتي بيشتر ميشود.
پس با توجه به برگشتپذير بودن چاقي ميتوانيم بگوييم كه اين بيماري درمان نسبي دارد نه مطلق؟
- همينطور است، البته اگر انگيزه قوي در فرد وجود داشته باشد، بعضي از افراد ميتوانند به وزن طبيعي برگردند و آن را نگه دارند. براي همين است كه ما ميگوييم اگر كسي چاقي مفرط داشته باشد و بتواند در عرض 6 ماه 10درصد وزنش را كم كند و آن را نگه دارد، اين يك موفقيت است.اگر هم اين روند تا 3سال ثابت بماند، فرد تقريبا موفق بوده است.
براي همين ما تمام رژيمهاي سفت و سختي را كه مثلا باعث ميشوند فرد در عرض يك ماه 5تا 6 كيلو كم كند را مطرود ميدانيم چون بيشتر افراد با اضافه وزن بيشتري مجددا به چاقي برميگردند.
به هر حال براي افراد داراي چاقي مفرط هم هرچند درمان قطعي وجود ندارد، ولي روشهاي درماني در مورد اين افراد كاملا كنار گذاشته نشدهاند. به اين روشها اشاره ميكنيد؟
ببينيد، براي درمان چاقي و در بررسي افرادي كه اضافه وزن و چاقي دارند، ما 3 مسئله را در نظر ميگيريم؛ BMI، اندازه دور كمر و عوارض و بيماريهاي مرتبط. چون نحوه برخورد ما با كساني كه چاقي مفرط دارند با كساني كه اضافه وزن دارند متفاوت است.
يعني براي كساني كه بيماري همراه مثل بيماريهاي قلبي و ديابت و... ندارند، با توصيه رژيم غذايي مناسب و فعاليت بدني كافي او را به سمت وزن كمتر سوق ميدهيم اما در مورد كسي كه چاقي مفرط دارد و دچار فشار خون بالا يا سكته قلبي شده، درمانهاي شديدتري داريم.
ولي پيشنهاد شما براي همه گروهها يكي است: اصلاح سبك زندگي. اينطور نيست؟
- بله همينطور است، البته اين روش در كساني امكانپذير است كه ما بتوانيم در آنها انگيزه ايجاد كنيم چون بدون ايجاد انگيزه هيچ روشي مؤثر نيست بنابراين تغييرات و همراهشدن يك روانشناس در طول دوره درمان اولين كار است.
منظورتان از درمانهاي شديدتر در افراد با چاقي مفرط چيست؟
- خوب ما به هيچوجه نميتوانيم در عرض 3 تا 6 ماه در اين افراد كاهش وزن ايجاد كنيم. بنابراين بايد وارد درمانهاي دارويي شويم البته خيلي از افراد باور غلطي نسبت به اين داروها دارند و بايد بدانند كه اين داروها تا زماني كه مصرف بشوند، مؤثرند ولي وقتي كه قطع شوند تاثير خود را كاملا از دست ميدهند حتي داروهاي بسيار گران.
بنابراين اين داروها به كساني توصيه ميشود كه چاقي مفرط دارند؛ چون ثابت شده همين 5 تا 6 كيلو وزن كمكردن موقتي هم باعث كاهش فشار خون ميشود، ابتلا به ديابت را كم ميكند و چربي خون را پايين ميآورد.
پس اين افراد بايد مدت مديدي اين داروها را مصرف كنند؟
- بله، مگر اينكه با قطع دارو شيوه زندگي خود را هم تغيير دهند. البته ناگفته نماند تجربيات ما در مصرف داروهاي جديد نشان ميدهد تاثير آنها بيش از 2 تا 3 سال نيست و ما نميدانيم كه بعد از اين مدت تاثيرشان ماندگار خواهد بود يا نه و عوارض خواهند داشت يا نه.
خوب براي افرادي كه چاقي درجه دو يا سه دارند چه پيشنهادي داريد؟
- در اين افراد بعد از كار اوليه كه براي تغيير شيوه زندگي ميكنيم، كه در بيشتر موارد هم بيفايده است، ناچاريم به سراغ درمانهاي جراحي برويم؛ چون طول عمر اين افراد بهدليل ابتلا به بيماريهاي مختلف كوتاه است.
امروزه با پيشرفتهايي كه در عرصه جراحي ايجادشده، بهنظر ميرسد كه اين روشها داراي عوارض كمتري هستند. تا 40 سال پيش تنها كاري كه براي اين افراد ميشد انجام داد اين بود كه مقداري از رودهها را از مسير جذب مواد غذايي كنار ميگذاشتند و يا معده را به قسمت انتهايي روده ميچسباندند؛ يعني همان عمل بايپس كه با اين كار حتي مواد غذايي مفيد هم جذب نميشدند و نتيجه آن ابتلا به بيماريهاي كبدي و گوارشي بود.
براي همين، امروزه سعي در كوچك كردن معده از طريق روشهاي مختلف مثل آندوسكوپي ميشود. چون بيهوشكردن اين افراد هم حتي خطرناك است.
البته توجه كنيد چاقي يك سيكل معيوب بيماري جسمي و رواني است و خيلي از افراد تمايلي به كاهش مواد غذايي مصرفي ندارند و حتي بعد از اين اعمال جراحي هم زياد خوشحال نيستند و ممكن است بعد از عمل دچار مشكلات رواني شوند.
براي همين است كه تأكيد ميكنم انجام عمل جراحي احتياج به بررسيهاي عميق ژنتيك خانوادگي و رواني دارد تا مناسببودن فرد براي عمل جراحي كاملا مشخص شود.
اينجانب فيزيوتراپيست فرجود شكوهي عضو اسبق شورای عالی نظام پزشکی و فارغ التحصیل رشته دکترای حرفه ای فیزیوتراپی DPT هستم و دوره کامل مانوال تراپی را با موفقیت در NAO در ایالت کالیفرنیای آمریکا گذرانده ام .همچنین با موفقیت دوره دکترای مدیریت کسب و کار DBA را طی نموده ام.